فرمان ماشین را کندهاند. نظام بی محابا به سوی مقابله با جهان به پیش میرود و در همین راستا «سیدعلی خامنهای» با سخنان اخیر خود نشان داد که هیچ راه برگشتی را برای نظام باقی نگذاشته است.
ابتدا بر ذمه خود فرض می دانم پیشاپیش بابت تندی ادبیات بکار گرفته شده در این مطلب از خوانندگان محترم عذرخواهی کنم، اما اعتقاد راسخ دارم برخی مواقع برای تذکر به متوهمین، تغیّر و تندی حکم نوشدارو را دارد. ثانیاً برای جلوگیری از تکرار مکررات، به موارد بسیاری که در بلاگ خروس مفصلا توضیح داده شده نمی پردازم، دوست و رفیق گرامی جناب نوابی در آن نوشته حق مطلب را به کمال ادا نموده اند (مگر در مواردی که مصلحت ندانسته اند فعلا بدان اشاره کنند) که مشاهده آن را به تمامی دوستان توصیه می کنم.
مصباح به اساتید دانشگاه درس اخلاق می دهد.
این لپ کلام سخنان چند پهلوی مسئولین وزارت بهداشت است که مدت ها بر روی طرحی به عنوان «طرح معرفت اساتید» مانور دادند و هیچ گاه به درستی بیان نکردند که منظورشان چیست.
علی اکبر ناطق نوری در آخرین روز از همایش بزرگداشت یکصدمین سالگرد انقلاب مشروطیت سخنانی را به زبان آورد که به راستی بهترین و دقیق ترین تحلیل برای بیان علل انحراف و شکست این حرکت مردمی بود.
اول اینکه بعد از اطلاعیه حزب متبوعه در مورد مرگ اکبر محمدی حالا نوبت به جناب تاج زاده رسیده است تا با حمله به جنتی نشان دهد که صبر اصلاح طلبان هم حدی دارد. مدت ها بود که اصلاح طلبان و به ویژه دوستان مشارکتی، سعی می کردند تا زیاد پا روی دم جریان پیروز در انتخابات نهم و حامیانش نگذارند تا به بهانه آن فضا بیشتر از این بسته نشود. اما گویا آقایان این سکوت را نشانه لالی تلقی کرده و هر روز گستاخ تر از دیروز به پیش آمدند و کار را به جایی رساندند که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، جناب صفار هرندی، رسما اعلام فرمودند: "مشارکت صلاحیت داشتن روزنامه را ندارد."
دیشب زمزمه هایی از برگزاری یک تجمع شنیدم. روز جمعه، ساعت ۱۸ و در بزرگداشت اکبر محمدی.
متاسفانه نه متوجه شدم که پیشنهاد تجمع از کیست و نه اینکه مکان آن قرار است کجا باشد، اما امیدوارم ظرف این چند روز گروه ها و شخصیت های مختلف به حمایت از چنین تجمعی بپردازند تا این بار دیگر نه شاهد تجمعی کوچک بی هدف باشیم و نه شاهد درگیری های بعد از تجمع که فلان گروه آمد و بهمان گروه نیامد و این حمایت کرد و آن خیانت و ...
لطفا اگر کسی خبر کامل تری دارد من را هم در جریان بگذارد، در غیر این صورت من مبنا را بر همین روز و ساعت اعلام شده می گذارم و بنا به عادت به مقابل دانشگاه تهران می روم. (فکر هم می کنم که بهترین مکان برای بزرگ داشت یک دانشجوی کشته شدن در بند است)
------
پی نوشت:
حزب متبوعه نیز اطلاعیه ای در این رابطه صادر کرده است.
هر شب ستاره ای به زمین می کشند و باز
این آسمان شب زده
غرق ستاره هاست
«سیاوش کسرایی»
چندان دست اول نیست، اما در این مورد دیگر دست اول بودن هم ملاک نیست. شاید مرگ برای بسیاری مایه فراموشی گردد، اما قطعا آزادی خواهان جزو این دسته نخواهند بود.
متاسفانه یا شاید هم خوشبختانه(!) فعلا اونقدر سرم شلوغ شده که وقت نوشتن مطلب جدید برای وبلاگ را ندارم و اگر هم چیزی می نویسم اون طور نیست که می خوام. ولی وبلاگ دوست گرامی آ.ش.ن چند وقتیه که فعال شده و از این بابت ما که خیلی خشحالیم.