روز عجیبی است این 29 اسفندماه، سالروز ملی شدن صنعت نفت کشور. روزی که هر سال و به ناخودآگاه در هیاهوی نوروز گم میشود، اما باز هم گویا برخی را بیش از اندازه نگران میسازد و به وحشت میاندازد. همین چند سال پیش بود که عدهای سعی کردند تا به بهانه زیاد بودن تعداد تعطیلات در کشور، تعطیلی 29 اسفند، روز ملی شدن بزرگترین و ملیترین صنعت کشور، آن هم در پی یکی از بزرگترین حرکات استقلال طلبانه قرن که الگویی برای بسیاری از کشورهای جهان سوم شد را ملغی کنند. (تصور کنید که بیم و نفرت از این روز چگونه چشم و گوش آقایان را کور کرده بود که تصور می کردند می توانند مردم را شب عید به سر کار بکشانند)

گفت استاد مبر درس ز یاد یاد باد انچه بمن گفت استاد
قدر استاد نکو دانستن حیف، استاد به من یاد نداد

این بار نیز آموزگارانمان درس جدیدی برایمان دارند: درس مقاومت و ایستادگی، کاش شاگردان لایقی باشیم.
---------------------------
پی نوشت:
برای پی گیری وضعیت اعتراضات صنفی معلمان، به وب سایت کانون صنفی معلمان ایران سری بزنید
فردا ۲۲ اسفند ماه ۱۳۸۵ است و این یعنی یک سال گذشت، یک سال از وقایع ۲۲اسفندماه ۱۳۸۴ دانشگاه صنعتی شریف، یک سال از روزی که به حرمت دانشجو و دانشگاه توهین شد، که شرافت شهید و شهادت دست مایه شد.
باز هم smsهای شب بیست و یکم از تجمع(!) بسیجیها خبر میدهد اما این بار دیگر همتی برای مقابله باقی نمانده، این بار دیگر گوی و میدان در دست کلاغان سیاه است تا هر چه میخواهند بگویند و انجام دهند. ناخودآگاه به یاد آن بیت خواجه شیراز میافتم با صدای جاودان استاد شجریان:
گوی توفیق و کرامت در میان افکندهاند کس به میدان در نمیآید سواران را چه شد

-------------------------
پینوشت:
وبلاگ محاوره یک نظرسنجی در مورد ارتباط جنبش دانشجویی با اصلاحطلبان ترتیب داده که از همه دوستان دعوت میکنم در آن شرکت کنند.
آقا به سلامتی ما هم کمونیست شدیم. باور ندارید، نداشته باشید، اصلا نظر شما چه اهمیتی دارد، حتی نظر خودم هم چندان اهمیتی ندارد! مهم نظر دوستان است! کدام دوستان؟! همان دوستانی که نظرشان اهمیت دارد دیگه!
میگید نه؟! خوب بگید نه! ولی یک نظر هم به این خبر سایت "رجانیوز" بندازید تا بفهمید با چه آدم کلکی روبرو بودید و خبر نداشتید:
رجانیوز: آرمان الف. از اعضاي گروه هاي كمونيستي در دانشگاه شريف، در يك سايت هتاك وابسته به مجمع تشخيص مشغول به کار شده است!
متن اصلی خبر را هم اینجا بخوانید تا بفهوید که مو لای درز خبر نمیرود.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
بالاخره گندش درآمد. دیر یا زود داشت اما سوخت و سوز نداشت. سالها است که نظام از هر دستآویز کوچکی برای جنجال آفرینی و هوچیگری استفاده میکند تا با تحریک کاذب احساسات مردم ذهن آنها را معطوف مسائل و مشکلاتی کند که اصلا مشکلی نیستند.
از زمان بازگشت دوباره ام به آفتاب این سومین گزارشی است که مسئولین سایت آن را کار نمی کنند. از یک جنبه هم خیلی بد نیست، هرچند زمان گزارش می گذرد و به نوعی به گزارشی سوخته تبدیل می شود اما به هر حال این حسن را دارد که می توانم آن را در وبلاگ خودم و به عنوان تنها مرجع قرار دهم.

افسانه میگوید در قرن سوم میلادی، هنگامی که امپراتور کلادیوس میفهمد سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل بهتر میجنگند ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام میکند. در این میان کشیش ولنتاین با این تصمیم کلادیوس مخالفت میکند و در خفا زنان و مردان جوان را به عقد یکدیگر در میآورد، سرانجام کلادیوس پس از آگاهی از سرپیچی ولنتاین وی را به اعدام محکوم میکند. خود ولنتاين نخستين فردی بود كه برای اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت؛ هنگامی كه در زندان بسر میبرد دلداده دختر زندانبان خود شد. اين دختر جوان زمانی كه ولنتاين در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی میآمد. در انتهای اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: «از طرف ولنتاين تو». اين عبارت كماكان در نامه های روز ولنتاين استفاده میشود. نامههای عاشقانه روز «سنت ولنتاین»، (ولنتاین مقدس) شهید راه عشق.