به اطلاع عموم ملت شهیدپرور می رساند که اخوی گرام، طبق یک توطئه از پیش تعیین شده، و با همکاری وزارت اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، قوه قضائیه، اطلاعات سپاه پاسداران، حراست دانشگاه صنعتی شریف، و همراستا با صهیونیسم بین الملل، CIA، موصاد،ک.گ.ب، اینتلیجنس سرویس و غیره وغیره و غیره، و البته از همه مهمتر والده محترمه، اقدام به فرو نمودن دوشاخه مودم این حقیر بی تقصیر در پریز برق نموده، سبب انهام آن مخلوق دست بورژوازی را فراهم نمود تا برای مدتی نا معلوم ما را از دسترسی به این تارنمای عنکبوتی محروم سازد. ضمن محکوم نمودن این اقدام خودسرانه و در تضاد با کلیه پیمان ها و قوانین و قواعد بین المللی و حقوق بشر و حقوق حیوانات و محیط زیست، اعلام می نماییم که بازداشتن ما از همراهی و همدلی با دولت کریمه، آن هم درست در زمانی که به عنایت نور منور بینات رهبری عزیزمان، ظلمات جهل از اندیشه ما بیرون رفته و جایگزین این دیو غفلت، فرشته رحمت گشته، امری محال و غیر ممکن است. لذا ضمن عرض تسلیت به مناسبت این ضایئه خدمت آقا امام زمان و نایب بر حق ایشان، ولی امر مسلمین جهان حضرت آقا سید علی، خدت تمامی دست اندر کاران این توطئه یادآور می شویم که "بسیجی جان سگ دارد برادر".
در پایان و جهت خالی نگذاردن عریضه خدمت تمامی دوستان عرض می کنیم که در این مدت بیکار ننشسته و درصدد تهیه دو سفرنامه برآمدیم که یکی در قالب مثنوی و با لحنی حماسی گرد آمده و دیگری در قالب شعر نو، نا گفته نیز هویدا است که مضمون و محتوای هر دوی این سفرنامه ها را نیز پدیده هزاره سوم، محمود هستهای تشکیل می دهد که حضورش در هر روایتی ضامن حفظ درون مایه طنز و سبب ایجاد بساط نشاط خوانندگان خواهد بود.
پس تا اطلاع ثانوی در انتظار بمانید و محض بیکار نبودن سری بهاین وبلاگ تازه تاسیس بزنید که اولین پستش با قالبی طنز خالی از لطف نیست.
در راستای اینکه موج انفجار مهیب پیام نوروزی مقام عظمای ولایت تمامی اندام ما را با قدرتی بالغ بر 6/8 ریشتر به رعشه انداخته و سبب گشته تا پس از کلی سال از خواب غفلت پریده بر سبیل هدایت استوار گردیم، تصمیم گرقتیم تا زین پس توصیههای ایمنی را جدی بگیریم. در نتیجه و از آنجا که در اصول اولیه ایمنی آمده بهترین مکان اختفا در زمان زمین لرزه زیر میز و یا چهارچوب در است، ما هم برای در امان ماندن از پس لرزههای این زلزله، در «چهارچوب» نظام و رهبری باقی میمانیم و محض بیکار نماندن در این چهارچوب از این پس و بنا بر اعلام قبلی، همگام و همراستا با دیگر دلسوزان و مشفقان نظام به ماست پوشی (ماست مالی سابق) بقایا و اثرات شیرینیجات مصرفی رییس جمهور مجبوب و مردمی میپردازیم.
همین الآن smsی از علی به دستم رسید که قطعنامه دوم به اتفاق آرا علیه ایران صادر شد. خبر غیر منتظرهای نبود. با رنگ سیاستی که طی یک سال گذشته همه ما شاهد آن بودیم هر کسی قادر به پیش بینی چنین سرانجامی بود، هرچند شاید سرانجام واژه مناسبی برای این برهه و این اتفاق نباشد که خود نه پایان کار، بلکه آغازی است برای آیندهای مبهمتر و البته دشوارتر. کشور ما، ایران عزیزمان، سرزمینی که نه حمله اسکندر و اعراب، و نه قتل و غارت مغول و افغان هیچ یک و هیچ گاه نتوانست خللی در فرهنگ و تاریخ پر شکوهش ایجاد نماید، اکنون در سخت ترین شراط تاریخ خود (از نظر من) قرار دارد. در بزنگاهی مهیب که پس پشتش بر هیچ کس پیدا نیست.
دیگر باید قبول كرد كه كار از كار گذشته است، و یا حداقل عده ای تصمیم گرفته اند كه كار را از كار بگذرانند. هرچند همه با چشمان خود می دیدیم كه وضعیت پرونده هسته ای كشور روز به روز رو به وخامت می نهد، اما گویا هیچ كس باور نمی كرد كه این به راستی پایان راه باشد. همواره تصور می شد كه نظام برگ آخری را در اختیار دارد كه در لحظه ای حساس آن را رو خواهد كرد و یا اینكه در سران و رهبری نظام اندك درایت و تعقلی وجود دارد كه در لحظات آخر با پذیرش تعلیق به خواسته ها و دغدغه های بین المللی احترام گذاشته و فتنه را خاموش سازد. اما گویا همه در اشتباه به سر می بردیم، این بار هم سرابی در پیش رویمان بود.
